خرید بک لینک

درمسیرعشق قدم نهادیم تابه معشوق شتافتیم....

بسم رب الشهداوالصدیقین

خواهرم من رفتم تاچادرت برسرت بماند...

درمسیرعشق قدم نهادیم تابه معشوق شتافتیم....

مگرمی شود رشادت های شما رو فراموش کرد..

مگرمی شود فراموش کرد...که چه عاشقانه شب های زیادی را به راز ونیاز به معشوقه خود پرداختید...

چه عهدی بستید با خدا؟؟ که این گونه شما را به اوج رساند

مگر شما هم از جنس ما آدم ها نبودید؟! مگر شما نیز همانند ما ارزویی درسرنداشتید..

ارزوی شما چه رنگ و بویی داشت که به خدا پیوست

نوشته هایم را همراه با بغض واشک نوشتم...

در این سفر خیلی چیزها دریافتم...

ازشما آموختم که درراه عشق باید از دنیا گذشت

فهمیدم دنیا ارزش ان را ندارد برایش گناه کنیم...

فهمیدم چادرم اسلحه ای است درمقابل دشمنان اسلام ...

ازشما میخواهم نگاهم کنید تا به جاده خاکی وانحراف نروم و راهم راه راست باشد.....

دلنوشته: خواهر بسیجی همتی از شهرستان ایجرود

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 13 فروردين 1395 ساعت: 3:08

صفحه بندی